فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بارها

تأییدنشده

bârhâ

mehrmals قید

قید

  • بارهاbârhâتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دفعاتدَفِعاتتأییدنشده
  • به‌کراتبه کَراتتأییدنشده
  • چندین بارچَندین بارتأییدنشده

دستور زبانِ mehrmals

قید

تلفظ
[ˈmeːɐ̯maːls]

مثال‌ها

Ich habe ihn mehrmals gewarnt.

چندین بار به او هشدار داده‌ام.

Ich traf ihn mehrmals.

من با او چندین بار ملاقات کرده‌ام.

Feiglinge sterben mehrmals vor ihrem endgültigen Ableben.

بزدلان بارها قبل از مرگشان می‌میرند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GaryGaryGary (de #9787820), cojiluc (fa #9859959), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #786888), cojiluc (fa #6923005), tatoeba.org
  3. ۳: Sudajaengi (de #905663), cojiluc (fa #7530358), tatoeba.org
منابع و مجوزها