فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نق زدن

meckern فعل

فعل

  • نق زدننِق زَدَن(complain (about something) spitefully)(complain about insignificant matters)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ایراد گرفتنایراد گِرِفتَنتأییدنشده
  • غر زدن(complain (about something) spitefully)تأییدنشده

دستور زبانِ meckern

فعل

تلفظ
[ˈmɛkɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gemeckertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • meckerndمعلوم، participle، حال
  • gemeckertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • meckerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • meckereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • meckreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • meckertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • meckerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • meckereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • meckreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • meckereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • meckreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • meckerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • meckerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • meckertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • meckereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • meckreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • meckertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • meckertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • meckerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • meckerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • meckertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • meckertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • meckerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • meckerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • meckertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • meckertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • meckertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • meckertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • meckertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • meckertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • meckerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • meckeretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • meckrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • meckretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها