فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پر ریختن

تأییدنشده

mausern فعل

فعل

  • پر ریختنپَر ریختَنتأییدنشده

دستور زبانِ mausern

فعل

تلفظ
[ˈmaʊ̯zɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gemausertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • mauserndمعلوم، participle، حال
  • gemausertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • mauserمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • mausereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • mausreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • mausertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • mauserمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • mausereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • mausreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • mausereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • mausreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • mauserstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • mauserstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • mausertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • mausereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • mausreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • mausertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • mausertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • mauserteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • mauserteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • mausertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • mausertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • mauserteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • mauserteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • mausertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • mausertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • mausertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • mausertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • mausertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • mausertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها