فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماساژ دادن

massieren فعل

فعل

  • ماساژ دادنماساژ دادَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مشت و مال دادنمُشت و مال دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ massieren

فعل

تلفظ
[maˈsiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • massiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • massierendمعلوم، participle، حال
  • massiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • massierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • massiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • massiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • massiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • massiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • massierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • massierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • massiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • massiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • massiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • massieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • massierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • massierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • massiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • massiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • massierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • massierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • massiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • massiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • massiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • massiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • massiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • massiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها