فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را جفا کردن

تأییدنشده

martern فعل

فعل

  • کسی را جفا کردنکِسی را جَفا کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکنجه کردنšekanje kardanشِکَنجه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ martern

فعل

تلفظ
[ˈmaʁtɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gemartertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • marterndمعلوم، participle، حال
  • gemartertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • marterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • martereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • martreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • martertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • marterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • martereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • martreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • martereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • martreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • marterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • marterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • martrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • marterestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • martertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • martereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • martreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • martrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • marterenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • martertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • martertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • martretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • marteretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • martrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • marterenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • marterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • marterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • martertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • martertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • marterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • marterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • martertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • martertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • martertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • martertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • martertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • martertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها