فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رژه رفتن

تأییدنشده

marschieren فعل

فعل

  • رژه رفتنرِژه رفتنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خرکت کردنخَرَکَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ marschieren

فعل

تلفظ
[maʁˈʃiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • marschiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • marschierendمعلوم، participle، حال
  • marschiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • marschierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • marschiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • marschiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • marschiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • marschiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • marschierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • marschierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • marschiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • marschiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • marschiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • marschieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • marschierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • marschierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • marschiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • marschiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • marschierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • marschierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • marschiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • marschiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • marschiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • marschiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • marschiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • marschiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

sie marschieren im Schulterschluss

آنها شانه شانه پیش می روند

منابع و ارجاع‌ها