رفتن به محتوانمک سود
تأییدنشده
namak-sud
mariniert صفت
صفت
- نمک سودnamak-sudنَمَک سودتأییدنشده
دستور زبانِ mariniert
صفت
- تلفظ
- [maʁiˈniːɐ̯t]
همهٔ صورتها
- marinierterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- marinierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- mariniertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- marinierteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- mariniertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- marinierterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- mariniertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- marinierterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- mariniertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- marinierterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- mariniertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- mariniertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- marinierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- mariniertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- marinierteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- marinierteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- marinierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- marinierteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- mariniertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- mariniertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- marinierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- marinierteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- mariniertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- marinierterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- marinierteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- mariniertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- mariniertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- mariniertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- marinierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- mariniertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- mariniertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها