فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نمک سود

تأییدنشده

namak-sud

mariniert صفت

صفت

  • نمک سودnamak-sudنَمَک سودتأییدنشده

دستور زبانِ mariniert

صفت

تلفظ
[maʁiˈniːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • marinierterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • marinierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • mariniertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • marinierteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • mariniertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • marinierterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • mariniertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • marinierterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • mariniertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • marinierterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • mariniertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • mariniertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • marinierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • mariniertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • marinierteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • marinierteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • marinierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • marinierteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • marinierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • marinierteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • mariniertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • marinierterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • marinierteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • mariniertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • mariniertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • marinierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • mariniertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها