آدم
۱Man bekommt nichts umsonst.
آدم هیچ چیز را مجانی به دست نمیآورد.
ضمیر
- آدم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ایشان
- کسی
- یکی
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مردم
دستور زبانِ man
ضمیر
- تلفظ
- [man]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Man weiß nie, wann ein Erdbeben kommt.
آدم هرگز نمیداند کی زلزله میآید.
۳In Spott und Spiel sagt man oft die Wahrheit.
در شوخی و بازی آدم اغلب واقعیت را میگوید.
۴Man soll die Leute nicht nach ihrer äußeren Erscheinung beurteilen.
نباید مردم را بر اساس ظاهر خارجیشان قضاوت کرد.
۵Man wird alt, wenn die Leute anfangen zu sagen, dass man jung aussieht.
آدم وقتی پیر میشود که مردم شروع به گفتن این میکنند که جوان به نظر میرسد.
۶Man dürfte sein Versprechen nicht brechen.
آدم اجازه ندارد قولش را بشکند.
۷Auf alten Pferden lernt man reiten.
آدم اسب سواری را روی اسبان پیر یاد میگیرد.
۸Völker, die keine Angst mehr haben, kann man nicht unterdrücken.
به مردمی که دیگر ترس ندارند نمیتوان ستم کرد.
۹Man sollte immer fair bleiben.
همیشه باید عادل ماند.
۱۰Man muss aus seinen eigenen Fehlern lernen.
آدم باید از اشتباههای خودش درس بگیرد.
۱۱Am Lachen erkennt man den Narren.
در خنده دلقکها شناخته میشوند.