فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضرب کردن

تأییدنشده

malnehmen فعل

فعل

  • ضرب کردنضَرب کَردَن(to perform multiplication on a number)تأییدنشده

دستور زبانِ malnehmen

فعل

تلفظ
[ˈmaːlˌneːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • malgenommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • malzunehmenمعلوم، extended، مصدر
  • malnehmendمعلوم، participle، حال
  • malgenommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • malzunehmendergerundive، participle
  • nimm malمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmt malمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehme malمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nehme malمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • malnehmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • malnehmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmst malمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmest malمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • malnimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • malnehmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmt malمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nehme malمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • malnimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • malnehmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nehmen malمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • nehmen malمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nehmt malمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehmet malمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • malnehmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • malnehmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nehmen malمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nehmen malمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nahm malمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nähme malمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • malnahmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • malnähmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmst malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nähmest malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmst malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • malnahmstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • malnähmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • malnähmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahm malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nähme malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • malnahmمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • malnähmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nahmen malمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nähmen malمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • malnahmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • malnähmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmt malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nähmet malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmt malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • malnahmtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • malnähmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • malnähmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmen malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nähmen malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • malnahmenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • malnähmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • malzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • malzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • malzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • malzunehmendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • malzunehmendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • malzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • malzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • malzunehmendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • malzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • malzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • malzunehmendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • malzunehmendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • malzunehmendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • malzunehmendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها