رفتن به محتواضرب کردن
تأییدنشده
malnehmen فعل
فعل
- ضرب کردنضَرب کَردَن(to perform multiplication on a number)تأییدنشده
دستور زبانِ malnehmen
فعل
- تلفظ
- [ˈmaːlˌneːmən]
همهٔ صورتها
- malgenommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- malzunehmenمعلوم، extended، مصدر
- malnehmendمعلوم، participle، حال
- malgenommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- malzunehmendergerundive، participle
- nimm malمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nehmt malمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- nehme malمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- nehme malمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- malnehmeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- malnehmeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nimmst malمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- nehmest malمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- malnimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- malnehmestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nimmt malمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- nehme malمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- malnimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- malnehmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- nehmen malمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- nehmen malمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- nehmt malمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- nehmet malمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- malnehmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- malnehmetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nehmen malمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- nehmen malمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nahm malمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- nähme malمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- malnahmمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- malnähmeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nahmst malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- nähmest malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- nähmst malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- malnahmstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- malnähmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- malnähmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nahm malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- nähme malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- malnahmمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- malnähmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- nahmen malمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- nähmen malمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- malnahmenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- malnähmenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nahmt malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- nähmet malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- nähmt malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- malnahmtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- malnähmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- malnähmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nahmen malمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- nähmen malمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- malnahmenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- malnähmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- malzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- malzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- malzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- malzunehmendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- malzunehmendegerundive، حالت نهادی، جمع
- malzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- malzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- malzunehmendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- malzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- malzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- malzunehmendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- malzunehmendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- malzunehmendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- malzunehmendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها