بار
bâr[bɒːɹ]
اسم
- بار
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- یکبار
حرف ربط
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- در
- ضرب در
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ضرب کردن
دستور زبانِ mal
قید
- تلفظ
- [maːl]
حرف ربط
- تلفظ
- [maːl]
اسم
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Einmal sehen ist besser als hundert mal hören.
یک بار دیدن بهتر از صد بار شنیدن است.
Möchten Sie mal hören?
میخواهی دوباره بشنوی؟
Nachdem er viermal versagt hatte, hat er es nicht noch mal versucht.
بعد از اینکه چهار بار شکست خورد، او دیگر بار دیگر تلاش نکرد.
Vier mal vier ist sechzehn.
چهار در چهار شانزده است.
Gib mir mal das Fernglas, damit ich es besser sehen kann!
دوربین را به من بده، تا بهتر بتوانم ببینم!
Er war mal Professor, aber jetzt ist er der Dekan.
او پیشتر یک استاد بود، اما اکنون او رئیس دانشکده است.
Zeig mir mal deinen Ring.
حلقتو بهم نشون بده.
Mach mal Schluss damit!
بسه دیگه. تمومش کن!
Schau mal bitte über diese Papiere.
لطفا به این کاغذها نگاهی بیندازید .
Lassen Sie mal wieder von sich hören!
غریبی نکن، از خودت بگو!