فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مغناطیسی کردن

تأییدنشده

magnetisieren فعل

فعل

  • مغناطیسی کردنمَغناطیسی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ magnetisieren

فعل

تلفظ
[maɡnetiˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • magnetisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • magnetisierenمعلوم، مصدر، حال
  • magnetisierendمعلوم، participle، حال
  • magnetisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • magnetisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • magnetisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • magnetisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • magnetisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • magnetisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • magnetisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • magnetisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • magnetisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • magnetisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • magnetisierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • magnetisierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • magnetisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • magnetisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • magnetisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • magnetisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • magnetisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • magnetisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • magnetisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • magnetisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • magnetisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • magnetisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • magnetisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • magnetisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • magnetisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • magnetisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • magnetisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • magnetisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها