رفتن به محتوامغناطیسی کردن
تأییدنشده
magnetisieren فعل
فعل
- مغناطیسی کردنمَغناطیسی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ magnetisieren
فعل
- تلفظ
- [maɡnetiˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- magnetisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- magnetisierenمعلوم، مصدر، حال
- magnetisierendمعلوم، participle، حال
- magnetisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- magnetisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- magnetisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- magnetisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- magnetisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- magnetisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- magnetisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- magnetisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- magnetisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- magnetisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- magnetisierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- magnetisierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- magnetisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- magnetisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- magnetisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- magnetisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- magnetisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- magnetisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- magnetisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- magnetisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- magnetisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- magnetisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- magnetisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- magnetisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- magnetisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- magnetisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- magnetisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- magnetisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها