فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اعدام کردن بدون محاکمه

تأییدنشده

lynchen فعل

فعل

  • اعدام کردن بدون محاکمهاِعدام کَردَن بِدونِ مِحاکِمهتأییدنشده

دستور زبانِ lynchen

فعل

تلفظ
[ˈlʏnçn̩], [ˈlɪnçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelynchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • lynchendمعلوم، participle، حال
  • gelynchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lynchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lyncheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lynchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lyncheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lyncheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lynchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lynchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lynchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lyncheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lynchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lynchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • lynchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lynchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lynchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lynchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lynchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lynchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lynchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lynchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • lynchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lynchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lynchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lynchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها