فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ادبی

adabi[ʔæ.d̪æ.bíː]

literarisch صفت

صفت

  • ادبیadabiاَدَبی[ʔæ.d̪æ.bíː](relating to literature)(literary)

دستور زبانِ literarisch

صفت

تلفظ
[lɪtəˈʁaːʁɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • literarischerصفت تفضیلی
  • am literarischstenصفت عالی
  • literarischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • literarischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • literarischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • literarischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • literarischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • literarischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • literarischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • literarischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • literarischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • literarischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • literarischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • literarischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • literarischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • literarischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • literarischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • literarischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • literarischererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • literarischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • literarischeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • literarischereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • literarischererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • literarischererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • literarischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • literarischererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • literarischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • literarischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • literarischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • literarischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • literarischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • literarischereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • literarischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • literarischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • literarischererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • literarischereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • literarischeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • literarischerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • literarischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • literarischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • literarischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • literarischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • literarischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • literarischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • literarischsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • literarischsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • literarischsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • literarischsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • literarischstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • literarischstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • literarischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • literarischstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • literarischstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Sie ist eine literarisch außerordentlich begabte Frau.

او یک زن با یک استعداد خارق‌العادهٔ ادبی است.

Ich teile sämtliche literarischen Werke in zwei Kategorien ein: die, die mir gefallen, und die, die mir nicht gefallen. Andere Kriterien gibt es für mich nicht.

من ادبیات را به دو دسته تقسیم می‌کنم: آنهایی که دوست دارم و آنهایی که دوست ندارم. هیچ محک دیگری برای من وجود ندارد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1674037), cojiluc (fa #6953042), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #6479744), cojiluc (fa #12041893), tatoeba.org
منابع و مجوزها