فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نگاه دزدانه

تأییدنشده

linsen فعل

فعل

  • نگاه دزدانه(To look slyly, or with the eyes half closed, or through a crevice; to peep)محاوره‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ linsen

فعل

تلفظ
[ˈlɪnzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelinstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • linsendمعلوم، participle، حال
  • gelinstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • linsمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • linseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • linstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • linseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • linseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • linstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • linsestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • linstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • linseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • linstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • linsetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • linsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • linsteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • linstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • linstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • linsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • linsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • linstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • linstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • linstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • linstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • linstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • linstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها