فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سطر بندی کردن

تأییدنشده

linieren فعل

فعل

  • سطر بندی کردنسَطر بَندی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خط کشی کردنخَط کِشی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ linieren

فعل

تلفظ
[liˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • liniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • linierendمعلوم، participle، حال
  • liniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • linierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • liniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • linierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • linierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • liniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • linieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • linierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • linierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • linierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • linierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • liniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • liniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • liniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها