رفتن به محتواتسکین دادن
تأییدنشده
lindern فعل
فعل
- تسکین دادنتَسکین دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ lindern
فعل
- تلفظ
- [ˈlɪndɐn]
همهٔ صورتها
- gelindertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- linderndمعلوم، participle، حال
- gelindertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- linderمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lindereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lindreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lindertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- linderمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- lindereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- lindreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- lindereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- lindreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- linderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- linderstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- lindertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- lindereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- lindreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- lindertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- lindertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- linderteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- linderteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- lindertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- lindertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- linderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- linderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- lindertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- lindertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- lindertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- lindertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- lindertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- lindertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- linderestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- linderetمعلوم، جمع، حال، subjunctive
- lindrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- lindretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها