فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تسکین دادن

تأییدنشده

lindern فعل

فعل

  • تسکین دادنتَسکین دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ lindern

فعل

تلفظ
[ˈlɪndɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gelindertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • linderndمعلوم، participle، حال
  • gelindertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • linderمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lindereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lindreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lindertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • linderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lindereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lindreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lindereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lindreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • linderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • linderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lindertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lindereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lindreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lindertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lindertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • linderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • linderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lindertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lindertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • linderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • linderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lindertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lindertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • lindertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lindertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lindertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lindertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • linderestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • linderetمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • lindrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • lindretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها