فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محدود کردن

تأییدنشده

limitieren فعل

فعل

  • محدود کردنمَحدود کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ limitieren

فعل

تلفظ
[limiˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • limitiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • limitierenمعلوم، مصدر، حال
  • limitierendمعلوم، participle، حال
  • limitiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • limitierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • limitiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • limitiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • limitiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • limitiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • limitierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • limitierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • limitiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • limitiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • limitierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • limitierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • limitiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • limitieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • limitierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • limitierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • limitierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • limitierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • limitiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • limitiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • limitierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • limitierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • limitiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • limitiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • limitiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • limitiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • limitiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • limitiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها