رفتن به محتوامحدود کردن
تأییدنشده
limitieren فعل
فعل
- محدود کردنمَحدود کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ limitieren
فعل
- تلفظ
- [limiˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- limitiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- limitierenمعلوم، مصدر، حال
- limitierendمعلوم، participle، حال
- limitiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- limitierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- limitiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- limitiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- limitiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- limitiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- limitierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- limitierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- limitiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- limitiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- limitierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- limitierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- limitiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- limitieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- limitierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- limitierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- limitierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- limitierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- limitiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- limitiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- limitierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- limitierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- limitiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- limitiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- limitiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- limitiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- limitiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- limitiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها