فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دراز کشیدن

تأییدنشده

derâz kešidan

liegen فعل

فعل

  • دراز کشیدنderâz kešidanدِراز کِشیدَن(be in horizontal position)(assume a horizontal position)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قرار داشتنقَرار داشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ liegen

فعل

تلفظ
[ˈliːɡn̩], [ˈliːɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • gelegenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • liegendمعلوم، participle، حال
  • gelegenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • liegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liegeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • liegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • liegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • lagمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lägeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lagstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lägestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lägstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lagمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lägeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lägenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • lagtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lägetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lägtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lagenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lägenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Da liegt ein Buch auf dem Pult.

آنجا یک کتاب روی میز قرار دارد.

Ich lag im Gras.

روی علف‌ها دراز کشیدم.

Die Entscheidung liegt bei dir.

تصمیم با توست.

In der Ruhe liegt die Kraft.

در آرامش نیرو قرار دارد.

Wir suchen unser Ideal vor uns, während es hinter uns liegt.

ما ایده‌آل خود را پیش روی خود می‌جوییم، در حالی که پشت سر ما قرار دارد.

Wer am Boden liegt, wird erst recht getreten!

نخست آنکه روی زمین قرار دارد نجات می‌یابد!

Die Temperatur liegt knapp oberhalb des Gefrierpunkts.

دما درست بالای نقطهٔ انجماد قرار دارد.

In der Tiefe der Schönheit liegt etwas Unmenschliches.

در اعماق زیبایی چیزی غیرانسانی قرار دارد.

Ihm liegt nichts an Süßigkeiten.

او از چیز های شیرین خوشش نمی آید.

Die wahre Gerechtigkeit liegt in der Hand Gottes.

عدالت حقیقی در ید پروردگار قرار دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: BraveSentry (de #601443), cojiluc (fa #10264035), tatoeba.org
  2. ۲: kutschektar (de #8106790), behi (fa #974052), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #3807096), Suroosh (fa #11802183), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #984503), cojiluc (fa #8103805), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2939117), cojiluc (fa #10553585), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #3046980), cojiluc (fa #6901469), tatoeba.org
  7. ۷: Micsmithel (de #6624270), cojiluc (fa #13526811), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2408023), cojiluc (fa #7263202), tatoeba.org
  9. ۹: raggione (de #3873027), Suroosh (fa #9016608), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #6208713), cojiluc (fa #12638102), tatoeba.org
منابع و مجوزها