فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را ناز و نوازش کردن

تأییدنشده

liebkosen فعل

فعل

  • کسی را ناز و نوازش کردنکسی را ناز و نَوازِش کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نوازش کردن(touch or kiss lovingly)تأییدنشده

دستور زبانِ liebkosen

فعل

تلفظ
[liːpˈkoːzn̩], [ˈliːpkoːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geliebkostparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • liebkostparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • liebkosenمعلوم، مصدر، حال
  • liebkosendمعلوم، participle، حال
  • liebkostparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • geliebkostparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • liebkosمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liebkoseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liebkostمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liebkoseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • liebkoseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liebkostمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liebkosestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liebkostمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • liebkoseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liebkosenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • liebkosenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • liebkostمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liebkosetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • liebkosenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • liebkosenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liebkosteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • liebkosteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liebkostestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liebkostestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liebkosteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • liebkosteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • liebkostenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liebkostenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • liebkostetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liebkostetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • liebkostenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liebkostenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

ich liebkoste sie

نوازشش می دادم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها