فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دوست داشتن

dust dâštan[d̪úːst̪ʰ d̪ɒːʃ.t̪ʰæn]

lieben فعل

فعل

  • دوست داشتنdust dâštanدوست داشتَن[d̪úːst̪ʰ d̪ɒːʃ.t̪ʰæn](have a strong affection for)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محبت کردنمُحَبَت کَردَنتأییدنشده
  • عاشق بودن'âšeq budan(have a strong affection for)تأییدنشده
  • مهر ورزیدن(have a strong affection for)تأییدنشده

دستور زبانِ lieben

فعل

تلفظ
[ˈliːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geliebtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • liebendمعلوم، participle، حال
  • geliebtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • liebمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liebeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • liebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • liebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • liebteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • liebteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liebtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liebtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liebteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • liebteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • liebtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liebtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • liebtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liebtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • liebtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liebtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Liebst du deine Mutter?

آیا مادرت را دوست داری؟

Das Wichtigste, was ein Vater für seine Kinder tun kann, ist, ihre Mutter zu lieben.

مهمترین چیزی که یک پدر می‌تواند برای فرزندش انجام دهد، دوست داشتن مادرش است.

Meine liebe Mutter.

مادر عزیزم.

Von seinen Feinden zu lernen ist der beste Weg dazu, sie zu lieben: denn es stimmt uns dankbar gegen sie.

بهترین راه برای دوست داشتن دشمن، آموختن از او است: زیرا این گونه از او سپاسگزار می‌شویم.

Wer wirklich liebt, verzeiht!

کسی که واقعا دوست دارد می‌بخشد.

Je mehr man liebt, um so tätiger wird man sein.

هر چه آدم دوست بدارد، فعال‌تر می‌شود.

Übrigens, ich liebe dich.

ضمنا من تو را دوست دارم.

Das Wichtigste, das ein Vater für seine Kinder tun kann, ist, ihre Mutter zu lieben.

مهمترین کاری که یک پدر برای فرزندش می‌تواند انجام دهد، دوست داشتن مادرش است.

Der liebe Gott weiß alles - die Nachbarschaft noch mehr!

خدای خوب همه چیز را می‌داند - همسایه حتی بیشتر می‌داند!

Alle kräftigen Menschen lieben das Leben.

همۀ انسانهای قوی زندگی را دوست دارند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2903734), kuarash (fa #3982325), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #10970988), cojiluc (fa #13122270), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2566244), cojiluc (fa #9778216), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2328375), cojiluc (fa #7560923), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #8722426), cojiluc (fa #12697163), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2277332), cojiluc (fa #13121220), tatoeba.org
  7. ۷: Wuzzy (de #4187751), cojiluc (fa #7555704), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1832402), cojiluc (fa #8159793), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1929248), cojiluc (fa #6958635), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2477252), cojiluc (fa #12154603), tatoeba.org
منابع و مجوزها