اخیرا
axiran[ʔæ.xiː.ɹæn]
قید
- اخیرا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عاقبتا
دستور زبانِ letztlich
قید
- تلفظ
- [ˈlɛt͡stlɪç]
مثالها
Durch Erschöpfung und Schlafmangel ist er letztlich krank geworden.
به واسطهٔ خستگی مفرط و کمبود خواب، او سرانجام بیمار شد.
Letztlich traf er das Ziel.
نهایتا به هدف زد.
Ich habe letztlich wenig von ihm gesehen.
اخیرا، او را به ندرت دیده ام.