فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خواندن

xândan[xɒːn̪.d̪æn]

lesen فعل

فعل

  • خواندنxândanخواندَن[xɒːn̪.d̪æn](to look at and interpret letters or other information)(read)(Schriftzeichen, Worte und Texte wahrnehmen sowie verarbeiten und verstehen)reflexive
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قرائت کردنقَرائَت کَردَنتأییدنشده
  • خوندن(to look at and interpret letters or other information)محاوره‌ای، tehraniتأییدنشده

دستور زبانِ lesen

فعل

تلفظ
[ˈleːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelesenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • lesendمعلوم، participle، حال
  • gelesenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • liesمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lestمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • leseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lesestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liestمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • leseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lestمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lesetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • lasمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • läseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lasestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lastمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • läsestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lasمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • läseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lasenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • läsenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • lastمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • läsetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lasenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • läsenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Man braucht einen großen Wortschatz, um dieses Buch zu lesen.

برای خواندن این کتاب به دایرهٔ لغات وسیعی احتیاج است.

Lies solche Bücher, die dich etwas lehren.

کتابی را بخوان که چیزی به تو یاد دهد.

Ich lese Lippen.

من لب خوانی می‌کنم.

Kannst du diesen Satz lesen und verstehen?

آیا می‌توانی این جمله را بخوانی و بفهمی؟

Wie viele Bücher kannst du in einem Monat lesen?

چند کتاب در ماه می‌توانی بخوانی؟

Lies Bücher, die sich lohnen.

کتابهایی را بخوان که ارزشش را داشته باشند.

Er liest und schreibt zugleich.

او همزمان می‌خواند و می‌نویسد.

Dieses Buch kannst du ohne Mühe lesen.

تو می‌توانی این کتاب را بدون زحمت بخوانی.

Ich lese mehr E-Books als gedruckte Bücher.

من بیشتر کتابهای الکترونیک می‌خوانم تا کتابهای چاپی.

Papa erlaubte mir nicht, im Bett Bücher zu lesen.

بابا به من اجازه نمی‌دهد در تخت کتاب بخوانم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5435422), cojiluc (fa #7448854), tatoeba.org
  2. ۲: Espi (de #1925959), cojiluc (fa #11978240), tatoeba.org
  3. ۳: Yorwba (de #7451593), cojiluc (fa #8485997), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #6680195), cojiluc (fa #8179331), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #830624), cojiluc (fa #8486652), tatoeba.org
  6. ۶: Zaghawa (de #2400329), cojiluc (fa #7487313), tatoeba.org
  7. ۷: nina99nv (de #5428372), cojiluc (fa #12182592), tatoeba.org
  8. ۸: Tamy (de #2602109), cojiluc (fa #12543522), tatoeba.org
  9. ۹: Luiaard (de #8459569), cojiluc (fa #8647646), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #3871668), cojiluc (fa #6934817), tatoeba.org
منابع و مجوزها