فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آموختن

âmuxtan[ʔɒː.muːx.t̪ʰǽn]

lernen فعل

فعل

  • آموختنâmuxtanآموختَن[ʔɒː.muːx.t̪ʰǽn](to acquire knowledge or ability)
  • یاد گرفتنyâd gereftanیاد گِرِفتَن[jɒːd̪̥ ɡʲe.ɹef.t̪ʰæn](to acquire knowledge or ability)
  • درس خواندنdars xândanدَرس خواندَن[d̪æɹs xɒːn̪.d̪æn](study)(to acquire knowledge)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تحصیل کردنtahsil kardanتَحصیل کَردَن(study)(to acquire knowledge)تأییدنشده

دستور زبانِ lernen

فعل

تلفظ
[ˈlɛʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • gelerntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • lernendمعلوم، participle، حال
  • gelerntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lernمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lerneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lerntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lerneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lerneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lernstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lernestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lerntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lerneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lerntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lernetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • lernteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lernteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lerntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lerntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lernteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lernteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lerntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lerntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • lerntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lerntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lerntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lerntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Von seinen Feinden zu lernen ist der beste Weg dazu, sie zu lieben: denn es stimmt uns dankbar gegen sie.

بهترین راه برای دوست داشتن دشمن، آموختن از او است: زیرا این گونه از او سپاسگزار می‌شویم.

Etwas zu lernen ist eine Sache, etwas zu lehren ist eine ganz andere.

چیزی آموختن یک چیز است، چیزی آموزاندن کاملا یک چیز دیگر.

Ich möchte ein Lied lernen.

من می‌خواهم یک آواز یاد بگیرم.

Die meisten Menschen sind bereit zu lernen, aber nur die wenigsten, sich belehren zu lassen.

بیشتر انسان‌ها آمادهٔ آموختن هستند، اما فقط معدودی از آنها می‌گذارند آموزش یابند.

Es bedarf großer Geduld, um sie zu lernen.

صبر بسیاری می‌باید، تا آن را آموختن.

Im Leben kommt es darauf an, zu lernen, ohne die Anderen merken zu lassen, dass man lernt.

در زندگی یاد گرفتن، بدون جلب توجه دیگران که یاد می‌گیریم، مهم است.

Lerne!

مطالعه کن(یاد بگیر)!

Jeder lernt vom anderen.

هر کسی از دیگری یاد می‌گیرد.

Lerne Widerspruch ertragen!

تحمل کردن تضاد را یاد بگیر.

Das Kalb lernt von der Kuh.

گوساله از گاو یاد می‌گیرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2328375), cojiluc (fa #7560923), tatoeba.org
  2. ۲: Tamy (de #8092456), cojiluc (fa #11978260), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4722114), cojiluc (fa #7547959), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2412656), cojiluc (fa #7556743), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #809231), cojiluc (fa #7680783), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2412641), cojiluc (fa #7548441), tatoeba.org
  7. ۷: Vortarulo (de #695375), Towhidn (fa #6108920), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1357819), cojiluc (fa #8229929), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2515358), cojiluc (fa #7547911), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1969737), cojiluc (fa #8438906), tatoeba.org
منابع و مجوزها