فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راندن

تأییدنشده

rândan[ɹɒːn̪.d̪ǽn]

lenken فعل

فعل

  • راندنrândanراندَن[ɹɒːn̪.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رانندگی کردنrânandegi kardanرانَندِگی کَردَنتأییدنشده
  • هدایت کردنهِدایَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ lenken

فعل

تلفظ
[ˈlɛŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelenktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • lenkendمعلوم، participle، حال
  • gelenktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lenkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lenkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lenktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lenkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lenkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lenkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lenkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lenktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lenkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lenktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lenketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • lenkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lenkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lenktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lenktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lenkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lenkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lenktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lenktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • lenktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lenktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lenktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lenktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Tom lenkte ein.

تام کوتاه امد.

Sie lenkte ein.

او کوتاه امد.

Bitte lenken Sie mich nicht von meiner Arbeit ab.

لطفا حواس مرا از کارم پرت نکنید.

Er lenkte ein.

او کوتاه امد.

Das lenkt ganz schön ab.

یه جورایی حواس ادمو پرت میکنه.

Gewohnheit lenkt die gedankenlosen Leute.

سست ارادگان در دام عادت اسیرند.

Du lenkst vom Thema ab.

تو موضوع را منحرف می‌کنی.

Der Lärm lenkt mich ab.

سر و صدا حواسمو پرت میکنه.

Der Mensch denkt, und Gott lenkt.

خدا تصمیم گیرنده اصلی است.

Der Mensch denkt, Gott lenkt.

از تو حرکت از خدا برکت.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2204103), Pedraam (fa #7951632), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1935163), Pedraam (fa #7951629), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #1562652), cojiluc (fa #7477415), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #1935161), Pedraam (fa #7951629), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #6938821), Pedraam (fa #7951641), tatoeba.org
  6. ۶: boscowitch (de #1345217), Pedraam (fa #7951636), tatoeba.org
  7. ۷: Dani6187 (de #3939919), cojiluc (fa #7477409), tatoeba.org
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #2291706), Pedraam (fa #7951640), tatoeba.org
  9. ۹: Manfredo (de #825520), Pedraam (fa #7951645), tatoeba.org
  10. ۱۰: MUIRIEL (de #1011), cojiluc (fa #6841710), tatoeba.org
منابع و مجوزها