فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قرض دادن

ġarz dâdan[qæɹz d̪ɒː.d̪ǽn]

leihen فعل

فعل

  • قرض دادنġarz dâdanقَرض دادَن[qæɹz d̪ɒː.d̪ǽn](to allow to be used temporarily)(ausleihen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • امانت گرفتن یا امانت دادن(eine Sache einer anderen Person für begrenzte Zeit zur Verfügung stellen)تأییدنشده
  • امانت دادناَمانَت دادَن(ausleihen)تأییدنشده
  • وام دادنوام دادَن(ausleihen)تأییدنشده
  • قرض گرفتنقَرض گِرِفتَن(receive temporarily)تأییدنشده

دستور زبانِ leihen

فعل

تلفظ
[ˈlaɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • geliehenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • leihendمعلوم، participle، حال
  • geliehenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • leihمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leiheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leihtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leiheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • leiheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • leihstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leihestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • leihtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • leiheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • leihtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leihetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • liehمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lieheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liehstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liehestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liehمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lieheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • liehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liehenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • liehtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liehetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • liehenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liehenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Leihe deinem Freund, mahne deinen Feind.

به دوستت قرض بده، از دشمنت قرض بگیر.

Ich lieh ihr zinsfrei 500 Dollar.

من به او ۵۰۰ دلار بدون بهره قرض دادم.

Könntest du mir einen Gartenschlauch leihen?

آیا می‌توانی شلنگ آب را به من قرض بدهی؟

sich bei jemandem leihen

وام گرفتن

Du leihst Bücher aus.

تو کتاب ها را امانت می گیری.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Wenn du deinen Freund verlieren willst, dann leihe ihm Geld

قرض مقراض رفاقت است

Ich leihe dir mein Notizbuch.

من دفتر یادداشتم را به ات قرض می دهم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Leihe nie Bücher aus; kein Mensch gibt sie zurück. Die einzigen Bücher, die noch in meiner Bibliothek stehen, sind solche, die ich mir von anderen geliehen habe.

کتاب‌ها را امانت ندهید؛ هیچکس آنها را پس نمی‌دهد. تنها کتابهایی که هنوز در کتابخانهٔ من باقی مانده‌اند، آنهایی هستند که از دیگران به امانت گرفته‌ام.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2087717), cojiluc (fa #7779261), tatoeba.org
  2. ۲: xtofu80 (de #403818), cojiluc (fa #12678452), tatoeba.org
  3. ۳: brauchinet (de #7865298), cojiluc (fa #8819530), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Esperantostern (de #1454544), armandaneshjoo (fa #1044428), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Esperantostern (de #852452), kuarash (fa #3840908), tatoeba.org
  8. ۸: Rovo (de #2887530), cojiluc (fa #7525280), tatoeba.org
منابع و مجوزها