فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مرده

تأییدنشده

morde[moɹ.d̪é]

leblos صفت

صفت

  • مردهmordeمُرده[moɹ.d̪é]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیجانتأییدنشده

دستور زبانِ leblos

صفت

تلفظ
[ˈleːploːs]
همهٔ صورت‌ها
  • lebloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • leblosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • leblosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • leblosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • leblosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • leblosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • leblosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • leblosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • leblosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • leblosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • leblosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lebloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • leblosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • leblosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • leblosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • leblosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • leblosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

ihre leblosen Gesichter

قیافهٔ موش مردهٔ ایشان

منابع و ارجاع‌ها