رفتن به محتوامرده
تأییدنشده
morde[moɹ.d̪é]
leblos صفت
صفت
- مردهmordeمُرده[moɹ.d̪é]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
دستور زبانِ leblos
صفت
- تلفظ
- [ˈleːploːs]
همهٔ صورتها
- lebloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- lebloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- leblosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- lebloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- leblosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- lebloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- leblosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- lebloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- leblosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- lebloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- leblosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- leblosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- lebloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- leblosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- lebloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- lebloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- lebloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- lebloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- leblosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- leblosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- lebloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- lebloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- leblosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- lebloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- lebloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- leblosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- leblosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- leblosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- leblosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- leblosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- leblosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- leblosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- leblosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- lebloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- leblosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- leblosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
مثالها
ihre leblosen Gesichter
قیافهٔ موش مردهٔ ایشان
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها