فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضروری و حیاتی

تأییدنشده

lebensnotwendig صفت

صفت

  • ضروری و حیاتیضَروری و حَیاتیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مهم و حیاتیمُهِم و حَیاتیتأییدنشده

دستور زبانِ lebensnotwendig

صفت

تلفظ
[ˈleːbn̩sˌnoːtvɛndɪç], [ˈleːbn̩sˌnoːtvɛndɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • lebensnotwendigصفت مطلق
  • lebensnotwendigerصفت تفضیلی
  • am lebensnotwendigstenصفت عالی
  • lebensnotwendigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebensnotwendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebensnotwendigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lebensnotwendigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lebensnotwendigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • lebensnotwendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • lebensnotwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lebensnotwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • lebensnotwendigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • lebensnotwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • lebensnotwendigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lebensnotwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • lebensnotwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lebensnotwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • lebensnotwendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lebensnotwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • lebensnotwendigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebensnotwendigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebensnotwendigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lebensnotwendigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Sauerstoff ist lebensnotwendig.

اکسیژن لازمۀ زندگی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #11622026), cojiluc (fa #12602266), tatoeba.org
منابع و مجوزها