فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرود آمدن

forud âmadan

landen فعل

فعل

  • فرود آمدنforud âmadanفُرود آمَدَن(land)

دستور زبانِ landen

فعل

تلفظ
[ˈlandn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelandetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • landendمعلوم، participle، حال
  • gelandetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • landeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • landمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • landetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • landeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • landeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • landestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • landestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • landetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • landeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • landetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • landetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • landeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • landeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • landetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • landetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • landeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • landeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • landetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • landetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • landetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • landetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • landetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • landetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich will nicht als Adler starten und als Suppenhuhn landen.

من نمی‌خواهم مانند یک عقاب شروع کنم و مانند یک مرغ پخته فرود بیایم.

Ein Hubschrauber ist in der Lage, senkrecht zu starten und zu landen.

هلیکوپتر در وضعیتی است که می‌تواند عمودی بلند شود و فرود آید.

Der Hubschrauber landete auf dem Dach.

هلیکوپتر روی سقف نشست.

abgeschlagen landet er auf Platz 5

دور از پیروز جای پنجم را گرفت

er kann bei ihr nicht landen

زیاد هم چنگی به دلش نمیزند

Das Flugzeug landete sicher.

هواپیما به سلامت فرود آمد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Der Flieger landete sicher.

هواپیما به سلامت فرود آمد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er landet bäuchlings

او طرف شکم زمین می خورد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6974754), cojiluc (fa #12732697), tatoeba.org
  2. ۲: Espi (de #867667), cojiluc (fa #11122629), tatoeba.org
  3. ۳: freddy1 (de #2496346), cojiluc (fa #7796153), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Manfredo (de #636466), mahdiye (fa #829426), tatoeba.org
  7. ۷: Manfredo (de #636467), mahdiye (fa #829426), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
منابع و مجوزها