فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخم ریزی کردن

تأییدنشده

laichen فعل

فعل

  • تخم ریزی کردنتُخم ریزی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تخم‌ریزی(to produce or deposit (eggs) in water)تأییدنشده

دستور زبانِ laichen

فعل

تلفظ
[ˈlaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelaichtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • laichendمعلوم، participle، حال
  • gelaichtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • laichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • laicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • laichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • laichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • laicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • laichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • laichteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • laichteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • laichtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • laichtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • laichteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • laichteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • laichtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • laichtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • laichtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • laichtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • laichtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • laichtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها