رفتن به محتوااطاعت مآب
تأییدنشده
kuschen فعل
فعل
- اطاعت مآباِطاعَت مُآبتأییدنشده
دستور زبانِ kuschen
فعل
- تلفظ
- [ˈkʊʃn̩]
همهٔ صورتها
- gekuschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- kuschendمعلوم، participle، حال
- gekuschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- kuschمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kuscheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kuschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- kuscheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- kuscheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kuschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- kuschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- kuschestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kuschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- kuscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kuschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- kuschetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- kuschteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kuschteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kuschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kuschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kuschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kuschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- kuschtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- kuschtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- kuschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kuschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- kuschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kuschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها