فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اطاعت مآب

تأییدنشده

kuschen فعل

فعل

  • اطاعت مآباِطاعَت مُآبتأییدنشده

دستور زبانِ kuschen

فعل

تلفظ
[ˈkʊʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekuschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kuschendمعلوم، participle، حال
  • gekuschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kuschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kuscheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kuschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kuscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kuscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kuschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kuschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kuschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kuschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kuscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kuschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kuschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kuschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kuschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kuschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kuschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kuschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kuschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kuschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kuschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kuschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kuschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kuschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kuschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها