فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تک پا

تأییدنشده

kurzfristig
صفت تفضیلی:
kurzfristiger
صفت عالی:
am kurzfristigsten
صفت

مثال با kurzfristig

۱Er musste kurzfristig nach Tōkyō abreisen.

او باید موقتا به توکیو سفر کند.

صفت

  • تک پاتَک پاتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قصیر المدتقَصیر اُلمُدَتتأییدنشده
  • قلیل المدتقَلیل اُلمُدَتتأییدنشده
  • کوتاه مدتکوتاه مُدَتتأییدنشده

دستور زبانِ kurzfristig

صفت

تلفظ
[ˈkʊʁt͡sfʁɪstɪç], [ˈkʊʁt͡sfʁɪstɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • kurzfristigصفت مطلق
  • kurzfristigerصفت تفضیلی
  • am kurzfristigstenصفت عالی
  • kurzfristigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kurzfristigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kurzfristigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kurzfristigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kurzfristigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kurzfristigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kurzfristigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kurzfristigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kurzfristigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kurzfristigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kurzfristigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kurzfristigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kurzfristigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • kurzfristigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzfristigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • kurzfristigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kurzfristigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kurzfristigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kurzfristigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • kurzfristigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kurzfristigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kurzfristigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kurzfristigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • kurzfristigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kurzfristigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kurzfristigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kurzfristigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

۱Er musste kurzfristig nach Tōkyō abreisen.

او باید موقتا به توکیو سفر کند.

۲Viele Studenten sind auf der Suche nach einer kurzfristigen Arbeit.

بسیاری از دانشجویان در جستجوی یک شغل موقت هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #3277819), cojiluc (fa #7829099), Tatoeba
  2. ۲: list (de #7806599), cojiluc (fa #7829098), Tatoeba
منابع و مجوزها