واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

کوتاه

kutâh[kʰuː.t̪ʰɒːʱ]

kurz
صفت برتر:
kürzer
صفت برترین:
am kürzesten
صفت

نمونه با kurz

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Kurze Haare stehen ihr besser.

موهای کوتاه بهتر می‌ایستند.

صفت

  • کوتاهkutâh[kʰuː.t̪ʰɒːʱ](having a small distance between ends or edges)(having little duration)(short)

دستور زبان kurz

صفت

خوانش
[kʊʁt͡s]
همهٔ ریخت‌ها
  • kurzصفت ساده
  • kürzerصفت برتر
  • am kürzestenصفت برترین
  • kurzerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kurzenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kurzemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kurzenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kurzeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kurzeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kurzenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kurzenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kurzenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kurzerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • kurzeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • kurzesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • kurzenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • kurzenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kurzenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kurzenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • kurzenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • kurzenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • kurzenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kurzeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kurzesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • kurzenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • kürzererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kürzereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kürzeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kürzereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kürzererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kürzererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kürzeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kürzererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kürzeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kürzerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kürzereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kürzeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kürzereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • kürzereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kürzerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kürzerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • kürzererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • kürzereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • kürzeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kürzerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kürzerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kürzerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kürzerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • kürzerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kürzereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • kürzeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kürzerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • kürzesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kürzesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kürzesterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kürzesteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kürzestesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • kürzestenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kürzesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kürzestesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kürzestenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Tom ist um 2:30 Uhr angekommen und Mary kurze Zeit später.

تام در ساعت 2:30 رسید و ماری مدک کوتاهی بعد از آن رسید.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳Das Leben ist zu kurz, um Deutsch zu lernen.

برای فراگیری آلمانی، زندگی خیلی کوتاه است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴kurz bei dir vorbeischauen

یک تک پا می آیم به منزلت

تأییدنشده

۵Hätte ich mehr Zeit gehabt, so hätte ich einen kürzeren Brief geschrieben.

اگر بیشتر وقت داشتم، یک نامهٔ کوتاه‌تر نوشته بودم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Der Sommer bei uns ist kurz, aber warm.

تابستان ما کوتاه و گرم است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷über kurz oder lang

دیر یا زود

تأییدنشده

۸in einem kurzen Augenblick

در یک آب خوردن

تأییدنشده

۹lange Rede, kurzer Sinn

خلاصهٔ کلام

تأییدنشده

۱۰kurz bei dir reinschauen

یک تک پا هم می آیم به منزلت

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1087343), cojiluc (fa #8127355), Tatoeba
  2. ۲: jakov (de #1743256), armandaneshjoo (fa #1041410), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #409342), Esperantodan (fa #753553), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #3042894), cojiluc (fa #7527080), Tatoeba
  6. ۶: Manfredo (de #1525498), AsliAbbasi (fa #1527102), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها