فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسی

تأییدنشده

mesi[me.síː]

kupfern صفت

صفت

  • مسیmesi[me.síː](made of copper)(having the reddish-brown colour of copper)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مسینmesin[me.síːn](made of copper)تأییدنشده

دستور زبانِ kupfern

صفت

تلفظ
[ˈkʊp͡fɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • kupfernerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupferneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupferneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kupfernenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kupfernemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kupfernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupferneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupfernesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kupferneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kupferneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupferneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupferneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupferneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupferneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kupfernenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kupfernerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kupferneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kupfernenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kupfernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kupferneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kupfernenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها