فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روی هم انباشتن

تأییدنشده

kumulieren فعل

فعل

  • روی هم انباشتنرویِ هَم اَنباشتَن((an)häufen, summieren)تأییدنشده

دستور زبانِ kumulieren

فعل

تلفظ
[kumuˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kumuliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kumulierenمعلوم، مصدر، حال
  • kumulierendمعلوم، participle، حال
  • kumuliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kumulierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kumuliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kumuliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kumuliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kumuliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kumulierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kumulierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kumuliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kumuliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kumulierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kumulierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kumuliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kumulieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kumulierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kumulierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kumulierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kumulierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kumuliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kumuliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kumulierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kumulierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kumuliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kumuliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kumuliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kumuliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kumuliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kumuliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها