رفتن به محتواروی هم انباشتن
تأییدنشده
kumulieren فعل
فعل
- روی هم انباشتنرویِ هَم اَنباشتَن((an)häufen, summieren)تأییدنشده
دستور زبانِ kumulieren
فعل
- تلفظ
- [kumuˈliːʁən]
همهٔ صورتها
- kumuliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- kumulierenمعلوم، مصدر، حال
- kumulierendمعلوم، participle، حال
- kumuliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- kumulierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kumuliereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kumuliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- kumuliereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- kumuliereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kumulierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- kumulierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kumuliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- kumuliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kumulierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- kumulierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- kumuliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- kumulieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- kumulierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- kumulierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kumulierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kumulierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kumuliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kumuliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kumulierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kumulierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- kumuliertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- kumuliertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- kumuliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kumuliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- kumuliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kumuliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها