فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نگاه کردن

تأییدنشده

negâh kardan[ne.ɡɒ́ːʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

kucken فعل

فعل

  • نگاه کردنnegâh kardanنِگاه کَردَن[ne.ɡɒ́ːʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn](to try to see)کم‌کاربردتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نگریستنnegaristanنِگَریستن[ne.ɡʲæ.ɹiːs.t̪ʰǽn](to try to see)کم‌کاربردتأییدنشده

دستور زبانِ kucken

فعل

تلفظ
[ˈkʊkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekucktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kuckendمعلوم، participle، حال
  • gekucktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kuckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kuckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kucktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kuckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kuckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kuckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kuckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kucktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kuckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kucktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kucketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kuckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kuckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kucktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kucktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kuckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kuckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kucktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kucktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kucktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kucktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kucktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kucktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها