نگاه کردن
تأییدنشده
negâh kardan[ne.ɡɒ́ːʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]
kucken فعل
فعل
- نگاه کردنnegâh kardanنِگاه کَردَن[ne.ɡɒ́ːʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn](to try to see)کمکاربردتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نگریستنnegaristanنِگَریستن[ne.ɡʲæ.ɹiːs.t̪ʰǽn](to try to see)کمکاربردتأییدنشده
دستور زبانِ kucken
فعل
- تلفظ
- [ˈkʊkn̩]
همهٔ صورتها
- gekucktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- kuckendمعلوم، participle، حال
- gekucktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- kuckمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kuckeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kucktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- kuckeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- kuckeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kuckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- kuckestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kucktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- kuckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kucktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- kucketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- kuckteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kuckteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kucktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kucktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kuckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kuckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- kucktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- kucktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- kucktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kucktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- kucktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kucktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها