فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جزایی

kriminell صفت

صفت

  • جزایی(being against the law)(of or relating to crime)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کیفریkeyfari[kʰʲej.fæ.ɹíː](of or relating to crime)تأییدنشده
  • جنائیجِنائیتأییدنشده
  • جنایت آمیزجِنایَت آمیزتأییدنشده
  • مجرمmojrem[mod͡ʒ.ɹém](guilty of breaking the law)تأییدنشده
  • گناهکارگُناهکار(guilty of breaking the law)تأییدنشده

دستور زبانِ kriminell

صفت

تلفظ
[kʁimiˈnɛl]
همهٔ صورت‌ها
  • kriminellصفت مطلق
  • kriminellerصفت تفضیلی
  • am kriminellstenصفت عالی
  • kriminellerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminelleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminelleحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kriminellenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kriminellemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kriminellenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminelleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminellesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kriminelleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kriminelleمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminelleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminelleخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminelleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminelleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kriminellerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kriminelleمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kriminellenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kriminellenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kriminelleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kriminellenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kriminellererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kriminellereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kriminelleresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kriminellereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kriminellererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kriminellererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kriminelleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kriminellererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kriminelleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kriminellerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kriminellereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kriminelleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kriminellereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • kriminellereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kriminellerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kriminellerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • kriminellererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kriminellereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kriminelleresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kriminellerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kriminellerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kriminellerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • kriminellerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kriminellereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kriminelleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kriminellerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • kriminellsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kriminellsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kriminellsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kriminellsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • kriminellstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kriminellsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kriminellstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Er hat eine kriminelle Vergangenheit.

او یک پیشینهٔ جنائی دارد.

Freundschaft ist die Tochter der Tugend. Kriminelle können sich verbinden, aber keine Freunde finden.

دوستی دختر فضیلت است. مجرمان می‌توانند متحد شوند، اما هیچ دوستی پیدا نمی‌کنند.

Narzisstische Top-Manager haben gute Chancen, kriminell zu werden.

مدیران ارشد خودشیفته شانس خوبی دارند جنایتکار شوند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GaryGaryGary (de #10251178), cojiluc (fa #9860279), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #8431160), cojiluc (fa #13121252), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1818809), cojiluc (fa #10812658), tatoeba.org
منابع و مجوزها