فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خزیدن

xazidan[xæ.ziː.d̪æn]

kriechen فعل

فعل

  • خزیدنxazidanخَزیدَن[xæ.ziː.d̪æn](movement of something that creeps)(to move along the ground)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زحف کردنزَحف کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ kriechen

فعل

تلفظ
[ˈkʁiːçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekrochenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kriechendمعلوم، participle، حال
  • gekrochenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kriechمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kriecheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kriechtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kriecheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kriecheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kriechstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kriechestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kriechtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kriecheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kriechtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kriechetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • krochمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kröcheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • krochstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kröchestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kröchstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • krochمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kröcheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • krochenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kröchenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • krochtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kröchetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kröchtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • krochenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kröchenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kreuchstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kreuchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال
  • kreuchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد

مثال‌ها

So lange kriecht ein Kind, bis es gehen lernt.

مادامی که یک بچه گاگله می‌کند راه رفتن را یاد می‌گیرد.

Der Junge kriecht unter den Tisch.

بچه زیر میز می‌غژد.

Über den Pfad kroch eine Schlange.

روی مسیر یک مار می‌خزد.

Tom ist erst kurz vor Mitternacht ins Bett gekrochen.

تام درست قبل از نیمه شب به درون رختخوابش خزید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

auf allen Vieren kriechen

روی کف اطاق چهار دست و پا راه رفتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1969829), cojiluc (fa #10744865), tatoeba.org
  2. ۲: felix63 (de #8881376), cojiluc (fa #12795896), tatoeba.org
  3. ۳: dirkz (de #10588843), cojiluc (fa #12483826), tatoeba.org
  4. ۴: pne (de #2990438), armandaneshjoo (fa #1041438), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها