فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوزاندن

تأییدنشده

kremieren فعل

فعل

  • سوزاندنسوزاندَنتأییدنشده

دستور زبانِ kremieren

فعل

تلفظ
[kʁeˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kremiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kremierendمعلوم، participle، حال
  • kremiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kremierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kremiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kremiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kremiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kremiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kremierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kremierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kremiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kremiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kremiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kremieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kremierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kremierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kremiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kremiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kremierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kremierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kremiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kremiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kremiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kremiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kremiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kremiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها