خراشیدن
xarâšidan[xæ.ɹɒː.ʃiː.d̪ǽn]
kratzen فعل
فعل
- خراشیدنxarâšidanخَراشیدَن[xæ.ɹɒː.ʃiː.d̪ǽn](rub a surface with a sharp object)(draw an object along while exerting pressure)
- خاریدنخاریدَن(to feel the need to scratch)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خاراندنxârândanخاراندَن[xɒː.ɹɒːn̪.d̪ǽn](draw an object along while exerting pressure)تأییدنشده
- شخانیدنشَخانیدَنتأییدنشده
- پنجول زدنپَنجول زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ kratzen
فعل
- تلفظ
- [ˈkʁat͡sn̩]
همهٔ صورتها
- gekratztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- kratzendمعلوم، participle، حال
- gekratztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- kratzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kratzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kratztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- kratzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- kratzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kratztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- kratzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kratztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- kratzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kratztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- kratzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- kratzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kratzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kratztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kratztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kratzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kratzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- kratztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- kratztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- kratztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kratztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- kratztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kratztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
das kratzt mich nicht
ککم هم نمی گزد
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها