واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

بیمار

bimâr[biː.mɒ́ːɹ]

krank
صفت برتر:
kränker, kranker
صفت برترین:
am kränksten, am kranksten
صفت

نمونه با krank

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Er war nie krank.

او هرگز بیمار نبود.

صفت

  • بیمارbimâr[biː.mɒ́ːɹ](in poor health, suffering from a disease)(körperlich, gesundheitlich eingeschränkt)
  • مریضmarizمَریض[mæ.ɹíːz](in poor health, suffering from a disease)

دستور زبان krank

صفت

خوانش
[kʁaŋk]
همهٔ ریخت‌ها
  • krankصفت ساده
  • kränkerصفت برتر
  • krankerصفت برتر
  • am kränkstenصفت برترین
  • am krankstenصفت برترین
  • krankerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • krankenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • krankemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • krankeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • krankenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • krankerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • krankeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • krankesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • krankenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • krankenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • krankenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • krankenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • krankenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • krankesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • kränkererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • krankererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kränkereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • krankereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kränkeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • krankeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kränkereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • krankereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kränkererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • krankererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kränkererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • krankererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kränkeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • krankeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kränkererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • krankererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kränkeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • krankeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kränkeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • krankeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • kränkereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • kränkererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • krankererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • kränkereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • krankereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • kränkeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • krankeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kränkerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • krankerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kränkerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • krankerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kränkerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • krankerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kränkerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • krankerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • kränkeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • krankeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • kränksterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränkstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • krankstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kränksteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kranksteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kranksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränksteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kranksteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kränksterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kranksterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kränksteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kranksteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kränkstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • krankstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • krankstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • kränkstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • krankstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • krankstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • krankstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • krankstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kränkstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • krankstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Besser arm und gesund, als reich und krank zu sein.

بهتر است تهیدست و تندرست بود تا غنی و بیمار.

۳Ihr Sohn ist krank.

پسر او بیمار است.

۴Unter dem Vorwand, krank zu sein, kam er nicht.

به بهانهٔ بیماری، او نیامد.

۵Durch Erschöpfung und Schlafmangel ist er letztlich krank geworden.

به واسطهٔ خستگی مفرط و کمبود خواب، او سرانجام بیمار شد.

۶Jedes dritte Schaf ist krank.

از هر سه تا گوسفند یکی مریض است.

۷Ich war nicht krank.

مریض نبودم.

۸mein Kind ist krank

بچه ام مریضه

۹Ich fühle mich krank

حالم خوش نیست

۱۰Gestern war ich krank.

دیروز کسالت داشتم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۱Er ist krank.

او بیمار است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: al_ex_an_der (de #3449197), kuarash (fa #3982327), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #3897969), cojiluc (fa #8157633), Tatoeba
  3. ۳: clarimariath (de #3363626), reto (fa #3366541), Tatoeba
  4. ۴: xtofu80 (de #454707), cojiluc (fa #7793122), Tatoeba
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #4070341), cojiluc (fa #7830744), Tatoeba
  6. ۶: kutschektar (de #8108946), bm_koochack (fa #1979990), Tatoeba
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #2366291), Adelpa (fa #13837777), Tatoeba
  8. ۸: Refugee Phrasebook (Refugee Phrasebook)
  9. ۹: Refugee Phrasebook (Refugee Phrasebook)
  10. ۱۰: MUIRIEL (de #353764), pliiganto (fa #650234), Tatoeba
  11. ۱۱: al_ex_an_der (de #450240), hebrajska (fa #1131002), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها