فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گهی

تأییدنشده

kotverschmiert صفت

صفت

  • گهیگُهیتأییدنشده

دستور زبانِ kotverschmiert

صفت

تلفظ
[ˈkoːtfɛɐ̯ˌʃmiːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • kotverschmiertصفت مطلق
  • kotverschmierterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmiertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmierteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kotverschmiertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmierterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmiertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmierterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kotverschmiertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmierterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmiertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kotverschmiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmiertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kotverschmierteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kotverschmierteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmierteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmierteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kotverschmiertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kotverschmierterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmierteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kotverschmiertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kotverschmiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kotverschmiertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها