فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فاسد

تأییدنشده

fâsed[fɒː.séd̪̥]

korrupt صفت

صفت

  • فاسدfâsedفاسِد[fɒː.séd̪̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رشوه خواررِشوه خوارتأییدنشده

دستور زبانِ korrupt

صفت

تلفظ
[kɔˈʁʊpt]
همهٔ صورت‌ها
  • korrupterصفت تفضیلی
  • am korruptestenصفت عالی
  • korrupterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korrupteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korruptesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korrupteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • korruptenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korrupterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korruptenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korrupterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • korruptemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korrupterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korruptemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • korruptenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korrupteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korruptesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • korrupteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • korrupteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • korruptenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • korruptenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • korrupterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • korrupteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • korruptesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • korruptenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • korruptenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • korrupteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • korruptesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • korruptenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • korruptererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • korruptereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • korrupteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • korruptereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • korruptererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • korruptererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • korrupteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • korruptererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • korrupteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • korrupterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • korruptereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • korrupteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • korruptereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • korruptereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • korrupterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • korruptereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • korrupterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • korruptererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • korruptereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • korrupteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • korrupterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • korrupterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • korrupterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • korrupterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • korruptereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • korrupteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • korrupterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • korruptesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • korruptesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • korruptesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • korruptesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • korruptestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • korruptestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • korruptesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • korruptestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • korruptestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Je korrupter der Staat, desto mehr Gesetze braucht er.

هر چه حکومت فاسدتر، قوانین مورد نیازش هم بیشتر.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2927327), cojiluc (fa #12935104), tatoeba.org
منابع و مجوزها