رفتن به محتواآبستن کردن
تأییدنشده
korrumpieren فعل
فعل
- آبستن کردنآبِستَن کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به فساد کشاندنبه فِساد کِشاندَنتأییدنشده
دستور زبانِ korrumpieren
فعل
- تلفظ
- [kɔʁʊmˈpiːʁən]
همهٔ صورتها
- korrumpiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- korrumpierenمعلوم، مصدر، حال
- korrumpierendمعلوم، participle، حال
- korrumpiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- korrumpierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- korrumpiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- korrumpiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- korrumpiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- korrumpiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- korrumpierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- korrumpierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- korrumpiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- korrumpiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- korrumpierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- korrumpierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- korrumpiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- korrumpieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- korrumpierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- korrumpierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- korrumpierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- korrumpierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- korrumpiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- korrumpiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- korrumpierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- korrumpierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- korrumpiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- korrumpiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- korrumpiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- korrumpiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- korrumpiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- korrumpiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها