فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آبستن کردن

تأییدنشده

korrumpieren فعل

فعل

  • آبستن کردنآبِستَن کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به فساد کشاندنبه فِساد کِشاندَنتأییدنشده

دستور زبانِ korrumpieren

فعل

تلفظ
[kɔʁʊmˈpiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • korrumpiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • korrumpierenمعلوم، مصدر، حال
  • korrumpierendمعلوم، participle، حال
  • korrumpiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • korrumpierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • korrumpiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • korrumpiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • korrumpiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • korrumpiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • korrumpierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • korrumpierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • korrumpiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • korrumpiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • korrumpierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • korrumpierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • korrumpiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • korrumpieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • korrumpierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • korrumpierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • korrumpierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • korrumpierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • korrumpiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • korrumpiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • korrumpierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • korrumpierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • korrumpiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • korrumpiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • korrumpiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • korrumpiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • korrumpiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • korrumpiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها