فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عوض کردن دین خود

تأییدنشده

konvertieren فعل

فعل

  • عوض کردن دین خودعَوَض کَردَنِ دین خودتأییدنشده

دستور زبانِ konvertieren

فعل

تلفظ
[kɔnvɛʁˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • konvertiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • konvertierenمعلوم، مصدر، حال
  • konvertierendمعلوم، participle، حال
  • konvertiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • konvertierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • konvertiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • konvertiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • konvertiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • konvertiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • konvertierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • konvertierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • konvertiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • konvertiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • konvertierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • konvertierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • konvertiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • konvertieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • konvertierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • konvertierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • konvertierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • konvertierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • konvertiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • konvertiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • konvertierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • konvertierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • konvertiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • konvertiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • konvertiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • konvertiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • konvertiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • konvertiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها