فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کنترل کردن

تأییدنشده

kontrollieren فعل

فعل

  • کنترل کردنکُنترُل کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بازرسی کردنبازرِسی کَردَنتأییدنشده
  • واپاییدن(to exercise influence over; to suggest or dictate the behavior of)تأییدنشده

دستور زبانِ kontrollieren

فعل

تلفظ
[kɔntʁɔˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kontrolliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kontrollierenمعلوم، مصدر، حال
  • kontrollierendمعلوم، participle، حال
  • kontrolliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kontrollierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kontrolliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kontrolliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kontrolliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kontrolliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kontrollierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kontrollierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kontrolliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kontrolliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kontrollierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kontrollierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kontrolliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kontrollieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kontrollierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kontrollierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kontrollierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kontrollierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kontrolliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kontrolliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kontrollierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kontrollierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kontrolliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kontrolliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kontrolliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kontrolliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kontrolliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kontrolliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich war nicht in der Lage, meine Wut zu kontrollieren.

من در موقعیتی نبودم که خشم خود را کنترل کنم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1974884), cojiluc (fa #7680801), tatoeba.org
منابع و مجوزها