فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضد تولیدی

تأییدنشده

kontraproduktiv
صفت تفضیلی:
kontraproduktiver
صفت عالی:
am kontraproduktivsten
صفت

صفت

  • ضد تولیدیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عکس نتیجهبخشتأییدنشده

دستور زبانِ kontraproduktiv

صفت

تلفظ
[ˈkɔntʁapʁodʊkˌtiːf]
همهٔ صورت‌ها
  • kontraproduktivصفت مطلق
  • kontraproduktiverصفت تفضیلی
  • am kontraproduktivstenصفت عالی
  • kontraproduktiverمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiveمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiveحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kontraproduktivenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiverمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiverحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kontraproduktivemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiverحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kontraproduktivenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiveحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiveحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kontraproduktiveمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiveمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiveخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiveحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiveحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktiveمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kontraproduktivenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kontraproduktivenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktiveحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kontraproduktivenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kontraproduktivererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiveresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kontraproduktiveremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiveremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kontraproduktiverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktiveresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kontraproduktivereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • kontraproduktivereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktivereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kontraproduktiverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • kontraproduktivererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kontraproduktivereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kontraproduktiveresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kontraproduktiverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • kontraproduktiverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kontraproduktivereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kontraproduktiveresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kontraproduktiverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • kontraproduktivsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kontraproduktivsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kontraproduktivsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kontraproduktivstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

    منابع و مجوزها