فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تفکر کردن

تأییدنشده

kontemplieren فعل

فعل

  • تفکر کردن(think about something in a concentrated manner)تأییدنشده

دستور زبانِ kontemplieren

فعل

تلفظ
[kɔntɛmˈpliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kontempliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kontemplierenمعلوم، مصدر، حال
  • kontemplierendمعلوم، participle، حال
  • kontempliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kontemplierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kontempliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kontempliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kontempliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kontempliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kontemplierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kontemplierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kontempliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kontempliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kontemplierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kontemplierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kontempliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kontemplieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kontemplierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kontemplierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kontemplierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kontemplierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kontempliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kontempliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kontemplierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kontemplierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kontempliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kontempliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kontempliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kontempliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kontempliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kontempliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها