رفتن به محتوااذعان کردن
تأییدنشده
konstatieren فعل
فعل
- اذعان کردناِذعان کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تصریح کردنtasrih kardan[t̪ʰæs.ɹíːʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ konstatieren
فعل
- تلفظ
- [kɔnstaˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- konstatiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- konstatierendمعلوم، participle، حال
- konstatiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- konstatierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konstatiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konstatiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- konstatiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- konstatiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konstatierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- konstatierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konstatiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- konstatiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- konstatiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- konstatieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- konstatierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- konstatierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konstatiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- konstatiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konstatierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- konstatierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- konstatiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- konstatiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- konstatiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- konstatiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- konstatiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- konstatiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها