رفتن به محتوااستحکام بخشیدن
تأییدنشده
konsolidieren فعل
فعل
- استحکام بخشیدناِستِحکام بَخشیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ konsolidieren
فعل
- تلفظ
- [kɔnzoliˈdiːʁən]
همهٔ صورتها
- konsolidiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- konsolidierenمعلوم، مصدر، حال
- konsolidierendمعلوم، participle، حال
- konsolidiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- konsolidierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konsolidiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konsolidiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- konsolidiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- konsolidiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konsolidierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- konsolidierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konsolidiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- konsolidiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- konsolidierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- konsolidierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- konsolidiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- konsolidieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- konsolidierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- konsolidierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- konsolidierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- konsolidierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konsolidiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- konsolidiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konsolidierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- konsolidierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- konsolidiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- konsolidiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- konsolidiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- konsolidiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- konsolidiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- konsolidiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها