فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کنسرو کردن

تأییدنشده

konservieren فعل

فعل

  • کنسرو کردنکُنسِرو کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ konservieren

فعل

تلفظ
[kɔnzɛʁˈviːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • konserviertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • konservierenمعلوم، مصدر، حال
  • konservierendمعلوم، participle، حال
  • konserviertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • konservierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • konserviereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • konserviertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • konserviereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • konserviereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • konservierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • konservierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • konserviertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • konserviereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • konservierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • konservierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • konserviertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • konservieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • konservierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • konservierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • konservierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • konservierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • konserviertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • konserviertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • konservierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • konservierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • konserviertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • konserviertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • konserviertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • konserviertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • konserviertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • konserviertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها