رفتن به محتواکنسرو کردن
تأییدنشده
konservieren فعل
فعل
- کنسرو کردنکُنسِرو کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ konservieren
فعل
- تلفظ
- [kɔnzɛʁˈviːʁən]
همهٔ صورتها
- konserviertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- konservierenمعلوم، مصدر، حال
- konservierendمعلوم، participle، حال
- konserviertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- konservierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konserviereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konserviertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- konserviereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- konserviereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konservierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- konservierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konserviertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- konserviereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- konservierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- konservierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- konserviertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- konservieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- konservierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- konservierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- konservierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- konservierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konserviertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- konserviertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konservierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- konservierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- konserviertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- konserviertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- konserviertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- konserviertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- konserviertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- konserviertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها